دورهمی · تاریخ و فرهنگ ایران

شهرهای ایلخانی؛ مراغه، تبریز، بغداد و سلطانیه

ایلخانان یک پایتخت ثابت نداشتند؛ اردوهای فصلی، چراگاه، دیوان، تجارت و پروژه‌های سلطنتی میان مراغه، تبریز، سلطانیه و دیگر شهرها رابطه‌ای متغیر ساخت.

تصویرسازی نمادین کتاب، کاشی، ابزار علمی و گنبد در دوره ایلخانی؛ نه نمای واقعی مراغه، تبریز، بغداد، ربع رشیدی یا سلطانیه
تصویر نمادین پروژه است؛ مکان، نقشه شهر یا وضعیت کنونی هیچ محوطه تاریخی را بازسازی نمی‌کند. مشخصات و provenance تصویر

پایتخت ثابت یا شبکه اردو و شهر

حکومت ایلخانی میراث کوچ‌نشینی و اردوهای فصلی را با دیوان شهری ترکیب کرد. فرمانروا و سپاه میان قشلاق و ییلاق حرکت می‌کردند و چراگاه، آب‌وهوا و امنیت بر انتخاب محل اثر داشت. در عین حال خزانه، دبیرخانه، بازار و کارگاه به مراکز شهری نیاز داشتند. بنابراین واژه پایتخت برای مراغه، تبریز یا سلطانیه باید با دوره و کارکرد همراه باشد. حضور دربار در یک فصل به معنی انتقال همه اداره یا جمعیت نیست. شهرها نیز پیش از ایلخانان تاریخ داشتند و پروژه سلطنتی همه هویت آن‌ها را نمی‌ساخت. راه‌ها، کاروانسراها و روستاهای پیرامون شبکه را پیوند می‌دادند. زلزله، جنگ و بازسازی بر بقای آثار اثر گذاشته‌اند و نبود بنای امروز به معنی نبود مرکز مهم نیست. تصویر صفحه یک ترکیب نمادین است و هیچ خط افق یا نقشه واقعی را نشان نمی‌دهد.

مراغه؛ مرکز آغازین و رصدخانه

پس از فتح بغداد، هولاکو مراغه را یکی از مراکز اصلی قلمرو قرار داد. نزدیکی به چراگاه‌های سهند و موقعیت آذربایجان برای اردو مناسب بود. در ۱۲۵۹ رصدخانه‌ای با حمایت هولاکو و مدیریت نصیرالدین طوسی ساخته شد که ابزار، کتابخانه و گروهی از دانشمندان داشت. کاوش‌ها واحدهای معماری و مواد تزئینی را آشکار کرده‌اند، اما شکل کامل مجموعه از ترکیب متن و باستان‌شناسی بازسازی می‌شود و نباید جزئیات فرضی را قطعی دانست. مراغه فقط شهر علم نبود؛ بازار، راه، کشاورزی و حضور نظامی نیز اهمیت داشتند. با انتقال تمرکز به تبریز، نقش پایتختی کاهش یافت ولی شهر از شبکه حذف نشد. اصطلاح «رصدخانه هولاکو» حمایت سیاسی را می‌رساند، نه اینکه خود فرمانروا طراح علمی آن بوده باشد. تجربه ساکنان عادی را نیز نمی‌توان تنها از پروژه نخبه‌محور نتیجه گرفت.

تبریز؛ دیوان، تجارت و پایتخت

آباقا تبریز را مرکز عمده حکومت کرد و موقعیت آن در آذربایجان، نزدیکی به راه‌های قفقاز، آناتولی و ایران و دسترسی به چراگاه برای دربار ایلخانی مناسب بود. شهر در دوره ارغون، غازان و جانشینان با بازار، کارگاه، مسجد، مدرسه و بنیادهای بزرگ رشد کرد. زلزله‌های تاریخی و ساخت‌وسازهای بعدی بخش زیادی از بناهای ایلخانی را از میان برده‌اند. پایتخت‌بودن تبریز به معنی اقامت همیشگی خان یا تمرکز همه اداره نبود؛ اردو حرکت می‌کرد و دیوان ممکن بود همراه شود. غازانیه و ربع رشیدی در پیرامون شهر پروژه‌هایی بزرگ بودند، ولی هرکدام بنیان‌گذار، کارکرد و سرنوشت مستقل داشتند. تجارت دوربرد رونق می‌آورد، اما فشار مالیات و حضور سپاه نیز بر مردم اثر داشت. توصیف شهر باید میان گزارش وقایع‌نامه، وقف‌نامه، کاوش و بقای معماری تفاوت بگذارد.

ربع رشیدی؛ شهرک وقفی و دانش

رشیدالدین فضل‌الله در اوایل سده چهاردهم ربع رشیدی را در بیرون تبریز بنیان گذاشت. وقف‌نامه و گزارش‌ها از مسجد، مدرسه، محل اقامت، خدمات و فعالیت علمی سخن می‌گویند. این مجموعه گاه به‌صورت «دانشگاه بین‌المللی» امروزی توصیف می‌شود، اما چنین برچسبی تفاوت نهاد قرون میانه را پنهان می‌کند. ربع رشیدی بنیاد وقفی و محله‌ای برنامه‌ریزی‌شده بود که به دارایی، کارگزار و درآمدهای مشخص وابسته بود. پس از سقوط رشیدالدین در ۱۳۱۸ آسیب دید و در دوره‌های بعد دگرگون شد. بقای محدود معماری سبب می‌شود متن وقف برای بازسازی مهم باشد، ولی سند هنجاری لزوماً اثبات نمی‌کند هر بخش همیشه طبق برنامه کار کرده است. نباید تعداد کارکنان، کتاب‌ها یا ملیت‌ها را بدون نسخه معتبر و خوانش دقیق تکرار کرد. ارزش مجموعه در پیوند سیاست، وقف، دانش و شهرسازی است، نه شباهت سطحی به مؤسسه امروز.

بغداد؛ شهر فتح‌شده و مرکز منطقه‌ای

بغداد در ۱۲۵۸ به دست سپاه هولاکو فتح شد و خلافت عباسی پایان یافت. کشتار و ویرانی گسترده بود، اما شهر به‌طور کامل و دائمی ناپدید نشد. ایلخانان و کارگزارانشان بغداد را به‌عنوان مرکز عراق اداره کردند و شبکه آبیاری، بازار و بناها در دوره‌های مختلف ترمیم یا آسیب دیدند. فاصله بغداد از اردوهای آذربایجان و رقابت با ممالیک و گروه‌های محلی بر اداره اثر داشت. شهر میراث علمی و مذهبی خود را حفظ کرد و تولید کتاب و هنر ادامه یافت، هرچند تغییر سیاسی و اقتصادی عمیق بود. نباید یک روایت «نابودی همه کتاب‌ها» یا «بازسازی فوری» را بدون تفکیک محله، زمان و منبع پذیرفت. ساختمان‌های پس از ۱۳۳۵ نیز گاه ادامه سبک ایلخانی‌اند، اما از نظر سیاسی به جلایریان تعلق دارند. بغداد در شبکه ایلخانی یک پایتخت دائمی نبود، ولی مرکز منطقه‌ای حیاتی باقی ماند.

سلطانیه؛ پایتخت برنامه‌ریزی‌شده

ارغون محل سلطانیه را بر فلاتی مناسب چراگاه برگزید و اولجایتو شهر را به پایتخت و پروژه‌ای بزرگ تبدیل کرد. آرامگاه او میان ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۲ ساخته شد و گنبد فیروزه‌ای آن شاخص‌ترین بازمانده است. یونسکو سلطانیه را شاهد مهم تاریخ ایلخانی و معماری اسلامی می‌داند. بااین‌حال محوطه میراث جهانی فقط یک قاب تصویری برای کل شهر سده چهاردهم نیست؛ بخش‌های بسیاری از بازار، کاخ، خانه و خدمات از میان رفته یا زیر خاک‌اند. پس از اولجایتو، شهر مدتی در دوره ابوسعید اهمیت داشت و سپس تبریز دوباره برتری یافت. پایتخت برنامه‌ریزی‌شده بودن، جمعیت یا اجرای کامل همه طرح‌ها را ثابت نمی‌کند. باید گزارش‌های متنی، محدوده باستان‌شناختی و بنای باقی‌مانده کنار هم خوانده شوند. برای اطلاعات بازدید امروز نیز منبع جاری متولی لازم است و صفحه تاریخی نشانی یا ساعت ساختگی ارائه نمی‌دهد.

خراسان و شهرهای چندمرکزی

قلمرو ایلخانی از خراسان تا عراق گسترده بود و شهرهایی مانند نیشابور، هرات، یزد و اصفهان نقش‌های محلی و منطقه‌ای داشتند. برخی مراکز از ویرانی‌های سده سیزدهم بازسازی شدند و برخی زیر فرمان خاندان‌ها و امیران محلی اداره می‌شدند. هرات همیشه زیر کنترل بی‌واسطه و یکسان ایلخان نبود و خاندان کرت نقش واسطه داشت. اصفهان و یزد بناهای مهمی از دوره اصلاح و توسعه مساجد دارند، اما پایتخت سیاسی نبودند. راه‌های تجاری و کاروانسراها جریان کالا و خبر را ممکن می‌کردند و ناامنی یا مالیات آن را مختل می‌کرد. نقشه تک‌رنگ قلمرو شدت متفاوت کنترل را پنهان می‌کند. برای هر شهر باید سال، حاکم محلی، نوع حضور دیوان و شاهد معماری جدا شود. شبکه شهری ایلخانی حاصل تعامل اردو، حکومت، بازار، وقف و جامعه محلی بود؛ هیچ شهر واحدی تمام دوره را نمایندگی نمی‌کند.

منابع و تاریخ بررسی

بررسی منابع: ۳ نوامبر ۲۰۲۶

  1. Encyclopaedia Iranica — Cities: Geographical Introduction
  2. Encyclopaedia Iranica — Azerbaijan: Islamic History
  3. Encyclopaedia Iranica — Il-Khanids: Architecture
  4. Encyclopaedia Iranica — Rab-e Rashidi
  5. UNESCO World Heritage Centre — Soltaniyeh
  6. Encyclopaedia Iranica — Il-Khanids: Dynastic History