دورهمی · تاریخ و فرهنگ ایران

روابط خارجی ساسانیان؛ روم، قفقاز، شرق و عربستان

روابط ساسانی فقط جنگ با روم نبود؛ پیمان، سفارت، بازرگانی، گروگان، ازدواج سیاسی، دولت‌های حائل و جابه‌جایی دانش در چند مرز هم‌زمان عمل می‌کردند.

نقش‌برجسته شاهانه ساسانی در نقش‌رستم؛ منبعی تصویری با زبان سیاسی، نه تصویر همه جامعه
نقش‌رستم در فارس؛ عکس dynamosquito با مجوز CC BY-SA 2.0. صحنه پیروزی زبان رسمی دربار است و جای گزارش‌های دو سوی جنگ را نمی‌گیرد. منبع اثر و مجوز

دیپلماسی میان دو شاهنشاهی

ایران ساسانی و روم یا بیزانس خود را قدرت‌های هم‌تراز می‌دیدند و رابطه‌شان میان جنگ، آتش‌بس، سفارت و پیمان تغییر می‌کرد. مرز بین‌النهرین شهرها و دژهای مهمی مانند نصیبین و دارا داشت، اما خطی ثابت و نفوذناپذیر نبود. پیمان‌ها درباره بازگرداندن اسیران، تجارت مرزی، پرداخت پول، حفاظت گذرگاه‌های قفقاز و وضعیت سرزمین‌های مورد مناقشه مذاکره می‌کردند. تشریفات سفارت و خطاب‌های خویشاوندی بخشی از زبان سیاسی بودند و الزاماً دوستی شخصی نشان نمی‌دادند. مورخان رومی و کتیبه‌های ایرانی پیروزی را از دید خود برجسته می‌کنند؛ برای یک جنگ باید هر دو سنت، سکه، باستان‌شناسی و تاریخ معاهده مقایسه شود. پرداخت روم برای دفاع قفقاز می‌تواند از نگاه ایران سهم هزینه و از نگاه رومیان یارانه یا باج نامیده شود. واژه انتخابی خود بخشی از رقابت روایی است.

ارمنستان، ایبری و گذرگاه‌های قفقاز

ارمنستان و ایبری میان حوزه‌های ایران و روم قرار داشتند و بازیگران محلی فقط ابزار دو امپراتوری نبودند. خاندان‌های ارمنی پیوندهای دیرپای ایرانی داشتند و پس از مسیحی‌شدن، سیاست دینی و وفاداری سیاسی همیشه یکسان نبود. تقسیم ارمنستان، نظام مرزبانی و شورش‌ها در دوره‌های مختلف شکل رابطه را تغییر داد. پیمان نوارساک در ۴۸۵ میلادی با خودمختاری دینی ارمنیان پیوند دارد، اما فرمانروایی سکولار ساسانی ادامه یافت. گذرگاه دربند و داریال برای حرکت گروه‌های شمالی اهمیت داشت و هزینه دفاع موضوع مذاکره با بیزانس بود. گزارش‌های ارمنی درباره فشار دینی ارزشمندند و ژانر کلیسایی و زمان نگارششان نیز باید سنجیده شود. عبارت «سلطه ساسانی» تجربه یکسان همه مناطق قفقاز را توضیح نمی‌دهد؛ موقعیت مرزبان، کلیسا، خاندان محلی، شهر و روستا با هم تفاوت داشت.

شرق: کوشان‌شاهان، هپتالیان و ترکان

در شرق، ساسانیان با بازمانده‌های کوشانی، فرمانروایان محلی، هپتالیان و سپس ترکان غربی روبه‌رو بودند. عنوان کوشان‌شاه و سکه‌های خاص آن حوزه از ساختار فرمانروایی منطقه‌ای خبر می‌دهد، اما میزان استقلال در همه دوره‌ها یکسان نبود. پیروز در جنگ با هپتالیان شکست خورد و کشته شد و پرداخت‌ها و گروگان‌ها بر سیاست و اقتصاد اثر گذاشتند. قباد برای بازگشت به تخت از پشتیبانی هپتالی بهره برد. در میانه سده ششم، همکاری خسرو یکم و ترکان به شکست هپتالیان کمک کرد، سپس تقسیم نفوذ و تجارت ابریشم رقابت تازه ساخت. مرز شرقی یک خط خالی نبود؛ شهرهای سغدی، بازرگانان و شبکه‌های محلی تصمیم‌های خود را داشتند. منابع نوشته‌شده کم و گاه دیرهنگام‌اند و سکه نقش بزرگی دارد. نباید هر یافت ساسانی در آسیای مرکزی را مدرک اشغال مستقیم یا هر اتحاد را رابطه پایدار دانست.

چین و راه‌های آسیایی

روابط ایران و چین از راه سفارت، بازرگانی و واسطه‌های آسیای مرکزی شکل گرفت. سکه‌ها و اشیای ساسانی در سرزمین چین ادامه اهمیت شبکه‌های غربی را نشان می‌دهند، اما مسیر دقیق هر شیء معلوم نیست. منابع چینی نام شاهان و فرستادگان را با آوانویسی خود ثبت کرده‌اند و تطبیق نام نیازمند احتیاط است. یزدگرد سوم در ۶۳۸ سفارتی به دربار تانگ فرستاد و پس از سقوط، پیروز و دیگر اعضای خاندان یا اشراف ساسانی در آسیای مرکزی و چین پناه یا مقام یافتند. این حضور به معنی بازسازی کامل شاهنشاهی در چین نیست. سغدیان واسطه مهم تجارت و فرهنگ بودند و حذف آنان روایت دوجانبه ساده‌ای می‌سازد. ابریشم می‌توانست از چند مسیر و با چند دست حرکت کند؛ جنگ با بیزانس یا رقابت ترک‌ها مسیر و قیمت را عوض می‌کرد. سفارت رسمی، مهاجرت و تجارت خصوصی سه پدیده مرتبط اما جدا هستند.

عربستان و دولت‌های حائل

ساسانیان در عراق و شمال عربستان از لخمیان حیره به عنوان متحد و میانجی مرزی بهره می‌بردند، در حالی که غسانیان بیشتر با بیزانس پیوند داشتند. این گروه‌ها فرمان‌برداران بی‌اختیار نبودند و رقابت و سیاست دودمانی خود را داشتند. در خلیج فارس و شرق عربستان نفوذ ایران از راه مرزبان، پادگان، بازرگانی و گروه‌های محلی تغییر می‌کرد. لشکرکشی شاپور دوم در منابع با خشونت گسترده روایت شده، اما جزئیات باید با زمان و هدف نویسنده سنجیده شود. در یمن، مداخله ساسانی پس از رقابت حبشه و قدرت‌های محلی به استقرار نیروی ایرانی و سپس حکومتی وابسته انجامید. برکناری حکومت لخمی در زمان خسرو دوم اغلب یکی از عوامل تضعیف مرز دانسته می‌شود، ولی علت یگانه فتوحات بعدی نیست. عبارت «عرب‌ها» مجموعه‌ای از قبایل، شهرها، متحدان و رقیبان متفاوت را می‌پوشاند و نباید یک کنشگر واحد فرض شود.

جنگ، تبادل و محدودیت روایت

رقابت سیاسی مانع تبادل نبود. اسیران و جابه‌جاشدگان در شهرسازی و تولید نقش داشتند؛ پزشکان، فیلسوفان و متن‌ها میان زبان‌ها حرکت کردند؛ نقش‌های هنری و تشریفات درباری دو سوی مرز را تحت تأثیر گذاشتند. با این حال داستان انتقال یک فناوری یا کتاب باید سند مسیر، زمان و واسطه داشته باشد و هر شباهت را نمی‌توان وام‌گیری مستقیم نامید. جنگ بزرگ خسرو دوم و هراکلیوس بخش‌هایی از شام و مصر را به تصرف ساسانی درآورد و سپس با ضدحمله بیزانس پایان یافت؛ فرسایش دو دولت زمینه مهم بحران دهه‌های بعد بود، نه توضیح یگانه آن. نقش‌رستم پیروزی ایران را رسمی می‌کند و منابع رومی شکست و بازگشت خود را؛ هیچ‌کدام به تنهایی تجربه سرباز، اسیر یا شهروند را کامل نشان نمی‌دهد. این صفحه متن پیمان، شمار سپاه، سخن سفیر یا نقشه مرز بی‌منبع تولید نمی‌کند و میان نفوذ، اتحاد، خراج و اداره مستقیم تفاوت می‌گذارد.

منابع و تاریخ بررسی

بررسی منابع: ۱ نوامبر ۲۰۲۶

  1. Encyclopaedia Iranica — دودمان ساسانی
  2. The Met — شاهنشاهی ساسانی
  3. Encyclopaedia Iranica — روابط ایران و بیزانس
  4. Encyclopaedia Iranica — روابط ارمنستان و ایران پیش از اسلام
  5. Encyclopaedia Iranica — روابط ایران و چین پیش از اسلام
  6. Encyclopaedia Iranica — ساسانیان و عربستان