حکومتهای پس از ایلخانان
پس از ضعف قدرت مرکزی ایلخانان، حکومتهای منطقهای مختلف همزمان فعال بودند. برای نمونه، سربداران، آلمظفر و جلایریان را باید با قلمرو و زمان جدا بررسی کرد.
بیشتر سده چهاردهم میلادی
تصاویر فرهنگی و نمادیناند و عکس اعضا یا برنامههای دورهمی نیستند.
عکس و مجوز
Original symbolic illustration of several centres and manuscripts — Dorehami editorial — Original project asset · Original SVG
چند حکومت همزمان
پس از مرگ ابوسعید در ۱۳۳۵، یک دودمان واحد بلافاصله جای همه ایلخانان را نگرفت. ایرانیکا از چند مرکز منطقهای در آذربایجان، عراق، فارس و خراسان سخن میگوید. عنوان «پس از ایلخانان» یک راهنمای مطالعه است، نه نام یک کشور با مرز ثابت. برای هر رویداد، شهر، فرمانروا و سال را کنار هم ثبت کنیم؛ سال آغاز یا پایان یک خاندان لزوماً تاریخ فرمانروایی آن بر همه شهرهایش نیست.
چوپانیان و مشروعیت ایلخانی
چوپانیان از خاندان امیر چوپان بودند و در بخشهایی از قلمرو غربی قدرت گرفتند. حسن کوچک با حسن بزرگ جلایری دو شخص متفاوتاند؛ شباهت نام نباید روایتشان را یکی کند. پشتیبانی از مدعیان خاندان هولاکو، از جمله ساتیبیگ، نشان میدهد نام ایلخانی پس از فروپاشی مرکز هنوز ابزار مشروعیت بود. این پشتیبانی به معنای فرمانبرداری واقعی همه مناطق از یک دربار مشترک نیست.
منبع: Iranica — Chobanids
جلایریان میان بغداد و تبریز
حسن بزرگ در بغداد حکومت کرد، اما خود عنوان فرمانروایی مستقل برنگزید و عنوان اولوسبیگ را نگه داشت. پسرش شیخ اویس نخستین فرد دودمان بود که سلطان خوانده شد؛ او در ۱۳۵۹ تبریز را بهطور تعیینکننده تصرف کرد. پس شکلگیری خاندان، گزینش عنوان و فتح شهر سه رویداد جدا هستند. برای خواندن این دوره، فهرست ساده جانشینی شاهان کافی نیست؛ رقابت همزمان بر سر مراکز شهری نیز مهم است.
منبع: Iranica — Jalayerids
آلاینجو و جامعه شهری شیراز
ابواسحاق اینجو در ۱۳۴۳ بر فارس و اصفهان مسلط شد. روایت ایرانیکا درباره محاصره شیراز نشان میدهد سران محلهها، دروازهها، وزیران و ائتلافهای شهری در نتیجه نبرد نقش داشتند. از دست رفتن شیراز در ۱۳۵۳ با دستگیری و اعدام ابواسحاق در ۱۳۵۷ یک تاریخ نیست. ستایش یک شاعر از حامی خود را نیز باید کنار شواهد جنگ، محاصره و اختلافات شهری خواند، نه بهجای تاریخ همه مردم.
منبع: Iranica — Inju dynasty
آلمظفر؛ گسترش و اختلاف خانوادگی
آلمظفر از پایههای محلی در یزد و کرمان به فارس گسترش یافتند و شیراز مرکز مهم حکومتشان شد. پس از مبارزالدین محمد، رقابت پسران و دیگر اعضای خاندان مسیر قدرت را پیچیده کرد. خاندانهای منطقهای گاه در اختلاف جانشینی یکدیگر دخالت میکردند؛ بنابراین تقسیم همه قلمرو به چند رنگ ثابت گمراهکننده است. پایان حکومت آلمظفر در لشکرکشیهای تیمور را نیز نباید پایان همزمان همه حکومتهای این دوره دانست.
منبع: Iranica — Mozaffarids
سربداران؛ ائتلافی پرتنش
سربداران در خراسان غربی و پیرامون سبزوار شکل گرفتند. ایرانیکا از نارضایتی مالیاتی و پیوند دشوار قدرت سیاسی مسعود با پیروان شیخ حسن جوری میگوید. این اتحاد پایدار نبود؛ اختلافات داخلی و رویارویی با همسایگان در سرنوشت آن اثر گذاشت. همه پیروان را یک گروه اجتماعی یا مذهبی یکدست ندانیم. نسبتدادن عنوانهای سیاسی امروز به این حرکت، بدون توضیح منابع و تفاوت زمانه، شناخت تاریخی را سادهسازی میکند.
منبع: Iranica — Sarbedars
آلکرت؛ تداوم در هرات
آلکرت در هرات پیش از ۱۳۳۵ وجود داشتند؛ پس همه حکومتهای این فصل پس از مرگ ابوسعید تأسیس نشدهاند. فرمانروایان کرت با عنوان ملک و از راه رابطه متغیر با قدرت مغولی حکومت میکردند. هرات امروز در افغانستان است و جغرافیای تاریخی خراسان با مرزهای کشورهای کنونی برابر نیست. همچنین سبزوارِ قلمرو آغازین کرت، که منبع آن را شندند امروز میداند، نباید با سبزوارِ سربداران اشتباه شود.
منبع: Iranica — Al-e Kart
هنر؛ تداوم فراتر از دودمان
پژوهش هنر پیشاصفوی ایرانیکا، تداوم فلزکاری و خوشنویسی شیراز میان دوره اینجو و مظفری را توضیح میدهد. تغییر حامی سیاسی الزاماً به قطع کار هنرمندان یا محوشدن روشهای پیشین نمیانجامید. برای شناخت یک اثر، تاریخ، کتیبه، محل انتساب و درجه اطمینان را جدا بخوانیم. تصویر این صفحه یک طرح نمادین تازه با مضمون چند مرکز و نسخههای مکتوب است؛ اثر موزهای، نقشه قلمروها، عکس اعضا یا بازسازی دقیق تاریخی نیست.
چطور این دوره را بخوانیم؟
منابع همین صفحه را با توجه به نویسنده، تاریخ و نوع شواهد بخوانیم. بازههای زمانی ممکن است برای شاخههای منطقهای متفاوت باشند.
برای مطالعه عمیقتر، حکومت و جانشینی، شهرها و معماری، دادوستد، هنر، زنان و زندگی روزمره را به هم مرتبط کنیم؛ هیچ پادشاهی را نماینده همه مردم آن دوره نگیریم.
منابع و تاریخ بررسی
منابع در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ بررسی شدند.
