Dorehami · جشن‌های ایرانی · تاریخ ایران

طاهریان

طاهریان با حکومت خراسان و جایگاه خاندان‌های نظامی و اداری پیوند دارند. رابطه آنان با قدرت مرکزی را باید دقیق‌تر از تعبیر ساده استقلال کامل یا وابستگی مطلق بررسی کرد.

سده نهم میلادی

فرمانروایی موروثی درون خلافت، نه استقلال کامل

طاهریان از ۲۰۵ تا ۲۵۹ قمری/۸۲۱ تا ۸۷۳ میلادی فرمانداران موروثی خراسان بودند. در روایت‌های ملی‌گرایانه گاه آنان را نخستین دودمان «کاملاً مستقل ایرانی» پس از فتح عربی می‌نامند، اما این تعبیر جایگاه حقوقی و سیاسی‌شان را ساده می‌کند. فرمانروایان طاهری از خلیفه عباسی حکم می‌گرفتند، برای او مالیات و سپاه فراهم می‌کردند و اعضای خاندانشان در بغداد نیز منصب داشتند؛ در عین حال، در خراسان اختیار گسترده و جانشینی خانوادگی داشتند. برای فهم دوره، «خودمختاری استانی» و «وفاداری عباسی» را باید هم‌زمان دید، نه اینکه یکی را حذف کرد.

منبع: Encyclopaedia Iranica — Taherids, Encyclopaedia Iranica — Khorasan in the Taherid and Samanid periods

طاهر بن حسین و جنگ داخلی عباسی

طاهر بن حسین در جنگ میان امین و مأمون به‌عنوان فرمانده سپاه مأمون شهرت یافت و بغداد را در ۸۱۳ میلادی گرفت. مأمون در ۸۲۱ حکومت خراسان و سرزمین‌های شرقی را به او سپرد. طاهر تنها حدود یک سال در این منصب بود و در مرو درگذشت، اما انتصاب پسرش طلحه آغاز دوام خانوادگی حکومت شد. گزارش حذف نام خلیفه از خطبه در واپسین روزهای طاهر مشهور است، ولی نتیجه‌گیری درباره اعلام استقلال قطعی از همین رخداد محل بحث است؛ تداوم انتصاب‌های عباسی و شبکه مناصب خاندان، رابطه‌ای پیچیده‌تر از یک جدایی ناگهانی نشان می‌دهد.

منبع: Encyclopaedia Iranica — Taherids, Encyclopaedia Iranica — Abu'l-Tayyeb Taher, Encyclopaedia Iranica — Khorasan in the Taherid and Samanid periods

عبدالله بن طاهر؛ اوج قدرت و مسئله اداره

عبدالله بن طاهر، فرماندار خراسان در ۸۲۸ تا ۸۴۵ میلادی، برجسته‌ترین عضو این شاخه دانسته می‌شود. او پیش از رفتن به خراسان برای عباسیان در شام و مصر مأموریت داشت و سپس شورش‌ها و ناامنی‌های شرق را پی گرفت. منابع از توجه او به راه‌ها، امنیت، کشاورزی و تنظیم آبیاری سخن می‌گویند؛ با این حال، فرمان منسوب به او درباره آب یا مالیات به‌تنهایی اجرای یکسان در همه روستاها را ثابت نمی‌کند. میان توصیه سیاسی، دفتر دیوانی و تجربه کشاورز فاصله بود و برای داوری دقیق باید متن‌های اداری را با جغرافیا، سکه و باستان‌شناسی سنجید.

منبع: Encyclopaedia Iranica — Abdallah b. Taher, Encyclopaedia Iranica — Khorasan in the Taherid and Samanid periods

نیشابور؛ از قرارگاه تا مرکز سیاسی و فرهنگی

طاهریان مرکز قدرت خراسان را از مرو به نیشابور منتقل کردند و عبدالله بن طاهر در شادیاخ، در غرب شهر کهن، قرارگاه خود را برپا کرد. بررسی‌های باستان‌شناسی از دیوار و سازمان فضایی مرکز تازه سخن می‌گویند، اما شهر یک بنای واحد یا محصول یک فرمانروا نبود. نیشابور در روزگار طاهریان در تجارت، تولید پارچه و دانش عربی رونق گرفت و ادب و شعر در حلقه‌های حمایت‌شده رشد کردند. این شکوفایی درباره شبکه‌های شهری و درباری شاهد می‌دهد، نه رفاه برابر همه محله‌ها یا همه ساکنان خراسان.

منبع: Encyclopaedia Iranica — Nishapur: history, Encyclopaedia Iranica — Nishapur: archaeology

خراسان گسترده و جامعه‌های ناهمگون

خراسان سده نهم مرزهای ثابت یک استان امروزی را نداشت و نفوذ طاهریان در شرق و فرارود نیز مستقیم و یکدست نبود؛ در بسیاری از نواحی، خاندان‌ها و فرمانروایان محلی زیر نظارت یا در پیوند با آنان عمل می‌کردند. شهرنشینان، روستاییان، سپاهیان و گروه‌های دینی تجربه یکسانی نداشتند. باستان‌شناسی نیشابور نیز تداوم جامعه‌های مسلمان، زرتشتی، مسیحی و یهودی را در یک فرایند تدریجی نشان می‌دهد. بنابراین لقب «ایرانی» برای خاندان، زبان اداری یا دین همه مردم را تعیین نمی‌کند و یک نام جغرافیایی نباید به مرزهای امروز فرافکنی شود.

منبع: Encyclopaedia Iranica — Taherids, Encyclopaedia Iranica — Khorasan in the Taherid and Samanid periods, Encyclopaedia Iranica — Nishapur: archaeology

عربی، فارسی و دامِ روایتِ احیای ناگهانی

دربار طاهری از شاعران و دانشوران پشتیبانی می‌کرد، اما بخش مهمی از تولید ادبی ثبت‌شده آن روزگار به عربی بود. منابع از دانش عربیِ خود طاهر و رونق ادب عربی در نیشابور یاد می‌کنند. این وضع به معنای نبود فارسی در گفتار و فرهنگ خراسان نیست، همان‌گونه که ایرانی‌بودن خاندان به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که دستگاه آنان برنامه‌ای رسمی برای احیای ادبیات فارسی داشته است. رشد فارسی نوِ نوشتاری روندی طولانی و چندمرکزی بود که در دوره‌های صفاری و سامانی صورت روشن‌تری یافت؛ زبان یک نامه درباری نماینده زبان خانه همه مردم نیست.

منبع: Encyclopaedia Iranica — Taherids, Encyclopaedia Iranica — Abu'l-Tayyeb Taher, Encyclopaedia Iranica — Nishapur: history

ظرف و سکه نیشابور؛ شاهد شهر، نه برچسب دودمان

دو تصویر صفحه، یک کاسه سفالی سده نهم و یک سکه مسی اوایل همان سده‌اند که در نیشابور کاوش شده‌اند و موزه مت آن‌ها را در مالکیت عمومی قرار داده است. زمان و مکان این اشیا با دوره طاهری هم‌پوشانی دارد، اما موزه آن‌ها را به نام یک فرمانروا یا کارگاه طاهری معین نسبت نمی‌دهد. کاسه درباره مواد، فن و سلیقه مصرف‌کننده پرسش می‌سازد و سکه درباره گردش پول و بافت شهری؛ هیچ‌کدام به‌تنهایی مرز سیاسی، هویت سازنده یا میزان ثروت همه ساکنان را ثابت نمی‌کنند. حتی دستی که در عکس کاسه دیده می‌شود بخشی از عکس امروزی موزه است، نه فردی از سده نهم.

منبع: Encyclopaedia Iranica — Nishapur: archaeology, The Met — Bowl from Nishapur, 9th century, The Met — Coin from Nishapur, early 9th century

پایان خراسانی در ۸۷۳ و ادامه خاندان در بغداد

در دهه‌های پایانی، کشمکش‌های محلی و فشار صفاریان توان طاهریان را کاهش داد. یعقوب لیث صفاری در تابستان ۸۷۳ نیشابور را گرفت و محمد بن طاهر را کنار زد؛ این رخداد پایان حکومت طاهری در خراسان به‌شمار می‌آید. با این همه، اعضای خاندان بلافاصله از صحنه عباسی ناپدید نشدند و مناصب مرتبط با بغداد را مدتی حفظ کردند. برای مطالعه خانوادگی می‌توان سه ستون ساخت: «فرمان خلیفه»، «اختیار محلی» و «شاهد مادی»؛ سپس هر ادعا را فقط در ستونی گذاشت که منبع واقعاً پشتیبانی می‌کند. این صفحه معرفی محدود است، نه زندگی‌نامه همه اعضای خاندان یا اعلام رویدادی واقعی.

منبع: Encyclopaedia Iranica — Taherids, Encyclopaedia Iranica — Saffarids

چطور این دوره را بخوانیم؟

منابع همین صفحه را با توجه به نویسنده، تاریخ و نوع شواهد بخوانیم. بازه‌های زمانی ممکن است برای شاخه‌های منطقه‌ای متفاوت باشند.

برای مطالعه عمیق‌تر، حکومت و جانشینی، شهرها و معماری، دادوستد، هنر، زنان و زندگی روزمره را به هم مرتبط کنیم؛ هیچ پادشاهی را نماینده همه مردم آن دوره نگیریم.

منابع و تاریخ بررسی

منابع در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ بررسی شدند.

دوره‌های مرتبط در مسیر مطالعه

همه دوره‌ها