دورهمی · تاریخ و فرهنگ ایران

معماری غزنوی؛ کاخ، مناره، باغ و شهر سلطنتی

معماری غزنوی را هم متن‌های درباری و هم بقایای پراکنده می‌سازند؛ بسیاری از بناهای خشتی نابود شده‌اند و انتساب هر اثر باید تاریخ و کتیبه داشته باشد.

کاشی یافت‌شده در غزنه با تاریخ نیمه دوم سده دوازدهم تا اوایل سده سیزدهم؛ شاهد شهر با مرز تاریخی روشن
کاشی لعاب‌دار یافت‌شده در غزنه؛ The Met، مالکیت عمومی. تاریخ آن از اواخر دوره غزنوی عبور می‌کند و سفارش دودمانی قطعی نیست. منبع اثر و مجوز

چرا آثار اندک مانده‌اند

منابع ادبی از باغ‌ها، کوشک‌ها، مسجدها و کاخ‌های فراوان غزنه سخن می‌گویند، اما شمار کمی از آن‌ها برجاست. آتش‌سوزی غوری، زلزله‌های پیاپی، سرمای غزنه، فرسایش و کاربرد گسترده خشت خام نابودی را شتاب داد. حتی بیهقی گزارش می‌کند اقامتگاهی از مسعود یکم تنها چند دهه بعد ویران بود. بنابراین فاصله میان شکوه متن و بقای کم الزاماً اغراق کامل نویسنده را ثابت نمی‌کند؛ ماده ساختمان و تاریخ ویرانی مهم‌اند. در سوی دیگر، هر توده خشتی را نمی‌توان بی‌دلیل کاخ غزنوی نامید. کتیبه، لایه کاوش، طرح و مقایسه مصالح باید کنار هم قرار گیرند. بازسازی تصویری نیز فرضیه است، نه عکس گذشته. معماری باقی‌مانده بیشتر بناهای قدرت را نشان می‌دهد و خانه‌های عادی، کارگاه‌های موقت و سازه‌های چوبی کمتر حفظ شده‌اند. این سوگیری باید در روایت تجربه شهری آشکار باشد.

کاخ مسعود سوم در غزنه

کاخ کاوش‌شده کنار مناره مسعود سوم با دو کتیبه، نام سلطان و تاریخ رمضان ۵۰۵ هجری، برابر مارس ۱۱۱۲، پیوند دارد. طرح آن حیاط چهارایوانی، مسجد، فضاهای مسکونی، تجاری و نظامی و باغ را در یک شهر سلطنتی جمع می‌کرد. از بیش از پانصد صفحه مرمر دیوار حیاط، تنها بخشی پیدا شده است. کتیبه‌های شعر فارسی به خط کوفی گلدار از نمونه‌های کهن کتیبه فارسی در معماری‌اند و نقش گیاهی، پرنده و جانور در قاب‌های سه‌پره دیده می‌شود. این کاخ متعلق به مسعود سوم است، نه مسعود یکم یا محمود؛ نزدیکی مناره زمانی باعث انتساب نادرست شده بود. تاریخ روشن بنا امکان سنجش با متن را می‌دهد، اما کارکرد دقیق هر اتاق و زندگی همه ساکنان را معلوم نمی‌کند. مجموعه نمایشی از قدرت بود و در عین حال به کارگاه، نگهبان، تدارک و نگهداری روزانه وابسته بود.

دو مناره غزنه و مسئله نام‌گذاری

دو برج آجری بازمانده غزنه معمولاً به مسعود سوم و بهرام‌شاه نسبت داده می‌شوند. تزئین هندسی، کتیبه و آجرکاری آن‌ها مهارت فنی دوره را نشان می‌دهد. برج مسعود سوم در گذشته به اشتباه مناره محمود خوانده می‌شد؛ این تغییر نمونه خوبی است از اینکه نام رایج باید با کتیبه و پژوهش اصلاح شود. کارکرد برج‌ها با مسجدهای از میان رفته یا نمایش یادمانی پیوند داشته، اما حذف بافت پیرامون تفسیر را دشوار می‌کند. یونسکو در ۲۰۲۳ ارزیابی و اقدامات اضطراری برای دو مناره را در میان آثار آسیب‌پذیر غزنه گزارش کرده است؛ حفاظت امروز بخشی از تاریخ بعدی بناست و نباید با بازسازی اصیل سده دوازدهم اشتباه شود. تصویر یا نقشه باید وضعیت فعلی را نشان دهد، نه بنای کامل فرضی. هر نسبت به سلطان باید با نام دقیق، تاریخ و درجه اطمینان همراه باشد.

لشکری‌بازار؛ کاخ و اردوگاه

در ساحل هلمند نزدیک بست، مجموعه لشکری‌بازار چند کاخ و فضای لشکری را دربر می‌گیرد. آغاز آن ممکن است به سبکتگین یا پیش‌تر برسد و توسعه غزنوی در چند مرحله انجام شد؛ پس همه دیوارها یک تاریخ ندارند. تالار پذیرایی، حیاط، باغ و نقاشی‌های دیواری نگهبانان ترک‌تبار شواهدی از تشریفات و سازمان نظامی‌اند. نقاشی نگهبان، تصویر همه سربازان یا مردم محل نیست و رنگ و چهره آن نباید برای قومیت‌سنجی ساده به کار رود. نزدیکی رود، آبیاری باغ و تدارک جمعیت را ممکن می‌کرد. پلان بزرگ همچنین هزینه و نیروی کار لازم برای حفظ دربار متحرک را یادآور می‌شود. اصطلاح «شهر» در اینجا باید توضیح داده شود: مجموعه سلطنتی و اردوگاهی با خدمات پیرامون، نه لزوماً شهر مدنی هم‌ساخت غزنه. کاوش باستان‌شناسی بخش‌هایی را روشن کرده، اما فرسایش و حفاری ناقص مرز تفسیر را حفظ می‌کند.

باغ، آب و معماری متحرک دربار

غزنه با جوی‌ها آب داشت و غزنویان باغ‌های گسترده پدید آوردند. محمود باغ پیروزی داشت و مسعود یکم در بلخ، هرات، بست، نیشابور و غزنه اقامتگاه و باغ ساخت یا مجموعه‌های موجود را گسترش داد. باغ فضای تفریح صرف نبود؛ پذیرایی، نمایش نظم، جلسه سیاسی و سکونت فصلی را به هم وصل می‌کرد. کوشک، میدان، تالار و مسیر آب اجزای معماری بودند، ولی گیاه و جوی کمتر از دیوار باقی می‌مانند. متن بیهقی جزئیات حرکت سلطان را می‌دهد، اما زبان درباری بر تجربه باغبان، کارگر آب و ساکن محلی تمرکز ندارد. نباید هر محوطه محصور کنار غزنه را بی‌کاوش باغ سلطنتی دانست. ترکیب متن، توپوگرافی و بقایای آب می‌تواند احتمال را بالا ببرد. دربار متحرک سبب می‌شد معماری سلطنتی در چند شهر ساخته شود و واژه پایتخت یک مرکز ثابت اداری را بیش از حد ساده کند.

تزئین، میراث و مرز بازسازی

مرمر کنده‌کاری، گچ‌بری، آجر نقش‌دار، کاشی لعاب‌دار و نقاشی دیواری دامنه تزئین غزنوی را نشان می‌دهند. مت، کاسه‌های برنز پرقلع و آثار منسوب به افغانستان را در زمینه هنری دوره معرفی می‌کند؛ شیء قابل‌حمل، معماری نیست اما زبان نقش و مهارت کارگاهی را مقایسه‌پذیر می‌کند. کاشی یافت‌شده در غزنه به نیمه دوم سده دوازدهم تا اوایل سده سیزدهم تاریخ دارد و مرز غزنوی و پساغزنوی را قطع می‌کند؛ بنابراین نمی‌توان آن را سفارش قطعی یک سلطان دانست. حفاظت بنا باید مواد تازه را از اصل تاریخی قابل تشخیص نگه دارد و مستند کند. بازسازی دیجیتال نیز باید بخش قطعی و فرضی را جدا رنگ کند. روایت خوب، شکوه هنری را نشان می‌دهد بی‌آنکه کاخ را سالم‌تر، گسترده‌تر یا دقیق‌تر از داده موجود بسازد. نبود نقشه کامل، مجوز تخیل بی‌برچسب نیست.

منابع و تاریخ بررسی

بررسی منابع: ۲ نوامبر ۲۰۲۶

  1. Encyclopaedia Iranica — Ghaznavids
  2. Encyclopaedia Iranica — Ghazni, monuments and inscriptions
  3. Encyclopaedia Iranica — Garden in the Islamic period
  4. Encyclopaedia Iranica — Helmand River in the medieval period
  5. The Met — Central and North Asia, 1000–1400
  6. The Met — Square Tile from Ghazni, 1975.193.6
  7. UNESCO — Emergency protection of Ghazni monuments