دورهمی · تاریخ و فرهنگ ایران

شهرهای غزنوی؛ غزنه، بست، بلخ، هرات، نیشابور و لاهور

غزنویان از یک پایتخت ثابت بر قلمرویی یکنواخت حکومت نکردند؛ دربار میان باغ‌ها و مراکز نظامی جابه‌جا می‌شد و وزن شهرها با جنگ و جانشینی تغییر می‌کرد.

کاشی یافت‌شده در غزنه با تاریخ نیمه دوم سده دوازدهم تا اوایل سده سیزدهم؛ شاهد شهر با مرز تاریخی روشن
کاشی یافت‌شده در غزنه، نیمه دوم سده دوازدهم تا اوایل سده سیزدهم؛ The Met، مالکیت عمومی. شاهد تداوم شهر است، نه سفارش قطعی سلطان غزنوی. منبع اثر و مجوز

غزنه؛ پایتخت و صحنه نمایش قدرت

غزنه پایگاه آلپ‌تگین و سبکتگین و پایتخت نمادین دودمان شد. محمود با ثروت جنگ و مالیات، باغ، کاخ، مسجد و نهادهای درباری را گسترش داد و شهر را محل دیدار سنت‌های خراسانی، آسیای میانه و هند کرد. بااین‌حال بیشتر بناهای نخستین به سبب آتش، زلزله، آب‌وهوا و مصالح خشتی از میان رفته‌اند. کاخ مسعود سوم که در ۱۱۱۲ ساخته شد و دو مناره بازمانده، شواهد دوره متأخرترند و نباید خودکار به محمود نسبت داده شوند. غزنه تنها مجموعه کاخ نبود؛ بازار، محله، کارگاه، مسجد و زمین‌های کشاورزی زندگی شهر را می‌ساختند، اما منابع دربار را بیشتر می‌بینند. پس از حمله غوری در ۱۱۵۰–۱۱۵۱ شهر آسیب جدی دید و وزن سیاسی‌اش کاهش یافت. کاشی مت که از غزنه آمده، بازه‌ای تا اوایل سده سیزدهم دارد و ممکن است زندگی پساغزنوی شهر را نیز بازتاب دهد.

بست و لشکری‌بازار در هلمند

بست بر مسیر سیستان به هند و کنار هلمند قرار داشت و برای کنترل راه، آب و تولید کشاورزی اهمیت داشت. در شش کیلومتری شمال آن، لشکری‌بازار مجموعه‌ای از اردوگاه‌ها و کاخ‌ها در ساحل رود بود. بنیان برخی بخش‌ها ممکن است به سبکتگین یا حتی پیش‌تر برسد، اما مجموعه در دوره غزنوی گسترش یافت. تالارها، حیاط‌ها، نقاشی نگهبانان و بقایای باغ، حضور سلطنتی و نظامی را نشان می‌دهند. نام «بازار» نباید ما را وادارد کل محوطه را شهر تجاری معمولی فرض کنیم؛ کارکردهای کاخی، لشکری و خدماتی در کنار هم بودند. هلمند آب و مسیر ارتباطی می‌داد، اما کنترل منطقه همواره پایدار نبود. باستان‌شناسی پلان را بهتر از تجربه روزانه خدمتکار، سرباز یا کشاورز حفظ کرده است. وقتی از «شهر سلطنتی» سخن می‌گوییم، باید تفاوت میان مجموعه کاخ و بافت کامل بست روشن بماند.

بلخ و هرات؛ اقامت‌های خراسانی

بلخ و هرات در دوره اوج غزنوی مراکز مهم اداری، نظامی و فرهنگی خراسان بودند. مسعود یکم در هر دو شهر باغ و اقامتگاه داشت و دربار متحرک او میان مراکز جابه‌جا می‌شد. در بلخ، باغ قدیمی با بناهای تازه و بازار پیوند داشت؛ در هرات کوشک و باغ برای اقامت سلطنتی گسترش یافت. این رفت‌وآمد نشان می‌دهد «پایتخت» در عمل شبکه‌ای از اقامتگاه‌ها و دیوان‌های همراه بود. حضور سلطان رونق و فشار هم‌زمان می‌آورد: تدارک سپاه و دربار به بازار نیاز داشت و می‌توانست بار مالی بر ولایت بگذارد. پس از دندانقان ۱۰۴۰، کنترل غزنوی بر خراسان از دست رفت و این شهرها وارد نظم سلجوقی شدند. بنابراین نسبت‌دادن همه آثار سده یازدهم بلخ یا هرات به غزنویان نادرست است. دوره کنترل، لایه بنا و منبع انتساب باید جدا ثبت شود.

نیشابور و مرز غربی قدرت

نیشابور مرکز مهم خراسان و محل دیوان، بازار، دانش و کشاکش فرماندهان بود. غزنویان آن را از سامانیان به ارث بردند و مسعود یکم کاخ و میدان پذیرایی تازه‌ای در آن طراحی کرد. مجموعه کاوش‌شده تپه مدرسه ممکن است با این بنیاد پیوند داشته باشد، اما تطبیق متن و محوطه باید با احتیاط انجام شود. نیشابور در مرز رقابت با سلجوقیان قرار گرفت و کنترل سیاسی آن در دهه ۱۰۳۰ ناپایدار بود. خبر فتح یک شهر لزوماً به معنی اداره آرام همه پیرامون نیست؛ خطبه، سکه، حضور سپاه و شبکه مالیاتی شواهد جداگانه‌اند. سفال و اشیای نیشابور فرهنگ شهری گسترده‌تری را نشان می‌دهند که از دوره‌های پیش و پس از غزنویان عبور می‌کند. باختن نیشابور پس از دندانقان نماد کوچک‌شدن قلمرو غربی بود، ولی پیوندهای انسانی و تجاری ناگهان قطع نشد.

لاهور و جابه‌جایی مرکز به شرق

لاهور از پایگاه‌های اصلی غزنوی در پنجاب شد و با کاهش قدرت در غزنه، نقش سیاسی و فرهنگی بیشتری یافت. حکومت غزنوی بر پنجاب بر شبکه فرمانداران، سپاه، مالیات و سازش‌های محلی تکیه داشت و نباید کل شمال هند را یک قلمرو یکدست دانست. مهاجرت دبیران، شاعران و عالمان فارسی‌زبان به لاهور به رشد سنت ادبی فارسی در جنوب آسیا کمک کرد. شهر همچنین محیط چندزبانه و چنددینی بود؛ زبان دربار نماینده زبان همه ساکنان نبود. خسروشاه و خسرو ملک در دوره پایانی از لاهور حکومت کردند تا غوریان در ۱۱۸۶ آن را گرفتند. این انتقال فقط عقب‌نشینی نظامی نبود؛ مرکز شبکه‌ای تازه از درآمد و فرهنگ شد. بااین‌حال منابع کاخی جزئیات محله‌ها، زنان، صنعتگران و روستاییان پیرامون را اندک ثبت کرده‌اند. برای بازسازی شهر باید تاریخ سیاسی با باستان‌شناسی و سنت‌های محلی سنجیده شود.

چگونه شبکه شهرها را روی نقشه بخوانیم

نقشه غزنوی باید زمان‌مند باشد. غزنه در ۱۰۲۵، خراسان در ۱۰۳۵ و لاهور در ۱۱۷۵ وزن و مرز یکسانی ندارند. نشانه یک شهر می‌تواند پایتخت، اقامتگاه فصلی، مرکز ولایت، پایگاه سپاه یا ضرابخانه باشد و این نقش‌ها هم‌زمان یا پایدار نیستند. مسیر میان غزنه، بست، بلخ، هرات، نیشابور و لاهور از کوه، بیابان، رود و فصل تأثیر می‌گرفت؛ فاصله روی نقشه زمان سفر و هزینه تدارک را پنهان می‌کند. کاخ و باغ بیشتر از محله فرودست در متن دیده می‌شوند و بنای خشتی کمتر از سنگ و فلز باقی می‌ماند. بنابراین نبود اثر بازمانده به معنای نبود شهر پررونق نیست. صفحه از ساخت آمار جمعیت، نشانی امروزی یا مرز دقیق سالانه خودداری می‌کند. بهترین نقشه چند لایه زمانی دارد و درجه اطمینان هر مرکز و مسیر را نیز نشان می‌دهد.

منابع و تاریخ بررسی

بررسی منابع: ۲ نوامبر ۲۰۲۶

  1. Encyclopaedia Iranica — Ghaznavids
  2. Encyclopaedia Iranica — Ghazni, monuments and inscriptions
  3. Encyclopaedia Iranica — Garden in the Islamic period
  4. Encyclopaedia Iranica — Helmand River in the medieval period
  5. The Met — Square Tile from Ghazni, 1975.193.6