شهرهای اشکانی؛ از نسا و صددروازه تا تیسفون
اشکانیان یک پایتخت ثابت نداشتند؛ شهرهای آیینی، تابستانی، زمستانی و تجاری هرکدام بخشی از شبکه قدرت را میساختند.

چند پایتخت برای یک فرمانروایی شبکهای
دولت اشکانی از شمالشرق ایران آغاز شد و با گسترش به ماد و میانرودان، مرکز ثقل آن جابهجا شد. نسا پایگاه دودمانی و خزانه، آسااک شهر تاجگذاری، صددروازه یکی از مراکز نخستین و ری پایتختی کوتاهمدت بود. هگمتانه در تابستان و تیسفون در زمستان جایگاه دربار داشتند. این چندمرکزیبودن ضعف ساده یا نبود سازمان نیست؛ فاصلههای بزرگ، اقلیم، راههای لشکری و نیاز به مذاکره با فرمانروایان منطقهای، حرکت دربار را منطقی میکرد. واژه «پایتخت» در منابع یونانی همیشه معنای اداری امروزی ندارد. برای هر شهر باید کارکرد، دوره و نوع شاهد را جدا کرد و یک نقشه ثابت برای تمام پنج قرن نساخت.
نسا؛ خزانه، آیین و حافظه دودمانی
نسا در نزدیکی عشقآباد امروزی از نسا نو و نسا کهن تشکیل میشود. نسا نو شهر مسکونی و دژدار بود و نسا کهن مجموعهای محصور با تالارها، انبارها و فضاهای آیینی. نام باستانی مهردادکرت به بنیاد یا بازسازی آن زیر مهرداد، احتمالاً مهرداد یکم، اشاره دارد؛ بااینحال همه سازهها را نمیتوان با قطعیت به یک شاه نسبت داد. استراکاهای نسا اطلاعات ارزشمندی درباره تحویل شراب، نام کارگزاران و سالها میدهند. تالار گرد و پیکرههای دودمانی ممکن است با آیین نیاکان پیوند داشته باشند، اما آرامگاههای شاهی ذکرشده در متنها هنوز شناسایی قطعی نشدهاند. ثبت جهانی یونسکو نیز بر ترکیب سنتهای محلی و هلنیستی تأکید دارد، نه یک سبک خالص.
صددروازه، ری و هگمتانه
هکاتومپیلوس یا صددروازه معمولاً با شهر قومس نزدیک دامغان پیوند داده میشود و در دوره شکلگیری شاهنشاهی مرکز مهم راهی بود. مهرهای گلی و بقایای شهری اهمیت اداری را نشان میدهند، اما تطبیق نام با محوطه و گستره شهر همچنان موضوع پژوهش است. ری، که در منابع رَگای یا ارشاکیه نیز خوانده شده، در مسیر دروازههای خزر قرار داشت. هگمتانه پس از فتح ماد به ضرابخانه اصلی دراخم نقره و اقامتگاه تابستانی بدل شد. شناسایی یک ضرابخانه با شهر همیشه بر پایه نوشته روشن نیست و گاه از علامت سکه و پراکندگی استنباط میشود. این مراکز فقط اردوگاه شاه نبودند؛ بازار، کارگاه، کشت پیرامونی و اجتماعات محلی زندگی مستقل خود را داشتند.
شوش و شهرهای جنوبغربی
شوش حدود ۱۵۰ پیش از میلاد هنوز سلوکی بود و سپس میان الیماییان، اشکانیان و تلاش بازگشت سلوکی دستبهدست شد. مهرداد یکم آن را حدود ۱۴۰ گرفت، ولی رابطه مرکز با خاندانهای الیمایی مستقیم و یکسان نماند. کتیبه، سکه، پیکره سفالی و لایههای معماری از ادامه شهر چندزبانه خبر میدهند. در جنوب، خاراکس اسپاسینو و دولت خاراسن مسیر خلیج فارس را کنترل میکردند و گاه تابع یا رقیب اشکانی بودند. استفاده از نام یونانی در شوش به معنای یونانیبودن همه جمعیت نیست. همچنین دورههای سلوکی و اشکانی در برخی لایهها نزدیکاند؛ بنابراین شیء بدون زمینه دقیق نباید برای تعیین قوم، زبان خانه یا مرز سیاسی قطعی به کار رود.
سلوکیه و تیسفون؛ دو سوی دجله
پس از گرفتن بابل، اشکانیان تیسفون را در کرانه شرقی دجله روبهروی سلوکیه گسترش دادند. سلوکیه شهر بزرگ با نهادها و ضرابخانه خود باقی ماند؛ تیسفون محل اقامت زمستانی و پایگاه شاه و سپاه شد. منابع باستانی درباره انگیزه بنیاد تیسفون اختلاف دارند: اردوگاه بیرون شهر یا تلاش برای جذب جمعیت. کاوش باستانشناختی بخش اشکانی تیسفون محدود است و نباید طاق کسری ساسانی را بنای اشکانی معرفی کرد. مجموعه شهری دو سوی رود از تجارت خلیج فارس و راههای زمینی سود میبرد. بلاش یکم نیز مرکز تجاری بلاشگرد را در همان ناحیه بنیاد کرد، اما مکان دقیق آن محل بحث است. شهرهای همسایه در یک کلانشهر بهتدریج پیوستند، نه در یک روز.
چطور شهر اشکانی را بدون اغراق بخوانیم
برای هر شهر باید نامهای باستانی و امروزی، دوره اشغال، نوع مرکز، شاهد مکتوب و میزان قطعیت شناسایی را ثبت کرد. شهر شاهی الزاماً پرجمعیتترین شهر نبود و یافتن سکه اشکانی کنترل مستقیم شاه را ثابت نمیکند. دیوار و کاخ نیز میتواند کار فرمانروای محلی در دوره اشکانی باشد. منابع کلاسیک بر مسیر نظامی و دربار تمرکز دارند؛ باستانشناسی بیشتر خانه، کارگاه و لایههای طولانی را میبیند. تصویر این صفحه تندیس شَمی است و تنها برای هنر و جایگاه نخبگان مناسب است، نه عکس هیچیک از شهرها. پیوند دادن شهرها به راه و اقلیم، همراه با برچسب «قطعی، محتمل، مورد اختلاف»، از ساختن نقشه یا جمعیت جعلی جلوگیری میکند.
منابع و تاریخ بررسی
بررسی منابع: ۱ نوامبر ۲۰۲۶
