دورهمی · تاریخ و فرهنگ ایران

شهرهای دوره صفاری؛ زرنگ، بُست، هرات و نیشابور

قلمرو صفاری از شبکه شهرها و راه‌ها ساخته شد؛ فتح یک شهر، اداره پایدار آن یا رفاه همه ساکنان را به‌طور خودکار ثابت نمی‌کند.

دو درهم صفاری منسوب به یعقوب و عمرو لیث؛ شاهد نام، تاریخ و ضرابخانه با نیاز به خوانش تخصصی
دو درهم صفاری در یک تصویر، یکی منسوب به ضرب نیشابور؛ CC BY 4.0. نام ضرابخانه سرنخ شهری است، نه نقشه کامل کنترل. منبع اثر و مجوز

شهر در نقشه نظامی و شهر در زندگی روزمره

صفاریان با تصرف شهرهای راهبردی توانستند مالیات، غله، سکه، نیروی انسانی و مسیر حرکت سپاه را کنترل کنند. با این حال، واژه فتح در تاریخ‌نامه لزوماً از اداره روزمره، مدت حضور پادگان یا پذیرش مردم خبر نمی‌دهد. شهری ممکن بود فرمانده صفاری داشته باشد ولی شبکه محلی، قاضی، بازرگان و زمین‌دار نفوذ خود را حفظ کنند. مرزهای امروز ایران و افغانستان نیز برای جغرافیای سده نهم مناسب نیستند؛ سیستان، خراسان، رخج و زابلستان حوزه‌هایی تاریخی با مرزهای متغیر بودند. برای هر شهر چهار پرسش لازم است: چه کسی در چه تاریخی وارد شد، کدام منبع این را می‌گوید، چه شاهدی از اداره یا سکه وجود دارد و کنترل تا چه زمانی دوام داشت؟ نام ضرابخانه روی سکه مهم است اما ممکن است از ادعای سیاسی، قرارداد یا دوره کوتاه کنترل حکایت کند. رونق بازار هم تجربه همه محله‌ها نیست. صفحه شهرها به جای فهرست مکان‌های فتح‌شده، نقش متفاوت پایتخت، پایگاه مرزی، مرکز مالی و میدان نبرد را جدا می‌کند.

زرنگ؛ مرکز سیستان و قلب سیاسی

زرنگ مرکز تاریخی سیستان و پایگاه اصلی صفاریان بود. یعقوب از محیط عیاران و داوطلبان همین منطقه به قدرت رسید و سپاه او در ۸۶۱ امارتش را پذیرفت. در زرنگ دارالاماره، دیوان سپاه و شبکه شهری حکومت قرار داشت؛ ایرانیکا از دفتر ثبت سپاهیان و پرداخت آنان در ساختمان حکومتی یاد می‌کند. جغرافی‌نویسان سده‌های بعد از دژ یا ارگ، مسجدها، بازار و حصار سخن گفته‌اند، اما گزارش متأخر را نباید نقشه دقیق شهر زمان یعقوب دانست. مکان شهر تاریخی با ویرانه‌های نادعلی پیوند داده می‌شود و با زرنج امروزی یکی نیست. حیات آن به شاخه‌های هیرمند، آبیاری و نگهداری شبکه آب وابسته بود؛ تغییر رود و سیاست هر دو بر سکونت اثر داشتند. زرنگ در شاخه دوم نیز پایتخت ماند و نشان می‌دهد مرکز محلی پس از فروپاشی امپراتوری نخست دوام آورد. هیچ آدرس، جمعیت یا اندازه دقیق بدون بررسی باستان‌شناختی و جغرافیایی به شهر نسبت داده نمی‌شود.

بُست؛ دروازه هیرمند و مسیر هند

بُست در مسیر سنتی میان سیستان، رخج و سرزمین‌های شرقی جای داشت و برای حرکت سپاه و تجارت اهمیت داشت. یعقوب در آغاز فعالیتش در شبکه فرماندهان بُست حضور داشت و شهر در دوره‌های بعد نیز میان صفاریان، سامانیان و فرماندهان محلی دست‌به‌دست شد. محوطه باستانی بُست در کنار هیرمند آثار چند دوره پیشااسلامی و اسلامی دارد؛ همه بناهای برجسته پیرامون آن صفاری نیستند. لشکری‌بازار در شمال بُست بیشتر با اردوگاه‌ها و کاخ‌های غزنوی و غوری شناخته می‌شود و نسبت‌دادن آن مجموعه به یعقوب یا عمرو خطاست. داده سفال و سکه می‌تواند تداوم راه و سکونت را نشان دهد، اما تاریخ هر لایه باید جدا تعیین شود. بُست برای شاخه دوم صفاری منبع قدرت و رقابت بود، ولی کنترل آن همواره پایدار نبود. نقش شهر را بهتر است به عنوان پیوندگاه آب، راه، کشاورزی و نظامی مطالعه کرد، نه یک پایتخت جایگزین ثابت. عکس‌های ویرانه امروز نیز نتیجه قرن‌ها تغییرند و نمای سده نهم محسوب نمی‌شوند.

هرات و پوشنگ؛ گذر از سیستان به خراسان

هرات و پوشنگ در مسیر گسترش صفاریان به خراسان قرار داشتند. یعقوب و عمرو در دهه‌های ۸۶۰ و ۸۷۰ با گرفتن این نواحی فشار بر دستگاه طاهری را افزایش دادند. عمرو پیش از جانشینی در ۸۷۵ والی هرات شد و این منصب جایگاه او در ساختار سپاه را تقویت کرد. شهرها تنها نقاط روی مسیر نبودند: زمین کشاورزی، راه‌های تجاری، دیوان و گروه‌های محلی داشتند و تغییر حاکم می‌توانست با مذاکره، پادگان یا درگیری همراه باشد. منابع در تاریخ دقیق برخی فتوحات اختلاف دارند و باید سال قمری کنار میلادی نوشته شود. تصرف هرات به معنای کنترل یکدست همه روستاها و راه‌های پیرامون نیست. پس از ضعف صفاریان نیز قدرت‌های محلی و سامانیان بر شهر اثر گذاشتند. برای معرفی شهری، نام تاریخی، مکان تقریبی، نوع شاهد و دوره کنترل ثبت می‌شود؛ نام امروزی یا مرز کشور فعلی تنها برای جهت‌یابی است. هیچ آمار جمعیتی یا ادعای ترکیب قومی بدون سند معاصر ساخته نمی‌شود.

نیشابور؛ پایتخت طاهری و جایزه خراسان

یعقوب در ۲۵۹ قمری/۸۷۳ نیشابور را گرفت و محمد بن طاهر را بازداشت کرد. این رخداد پایان حکومت طاهری خراسان بود، اما نیشابور بلافاصله به شهری آرام و کاملاً صفاری تبدیل نشد. فرماندهان محلی، بقایای طاهریان و سپس عمرو برای کنترل خراسان رقابت کردند. درهم منسوب به عمرو از نیشابور در ۲۶۹ قمری/۸۸۲–۸۸۳ نشان می‌دهد نام او در ضرابخانه شهر ثبت شده است؛ سکه به تنهایی گستره یا دوام کنترل روستاهای خراسان را تعیین نمی‌کند. نیشابور مرکز تولید، بازار، دانش و شبکه راه بود و اهمیتش فقط در عنوان پایتخت خلاصه نمی‌شد. لایه‌های باستان‌شناسی شهر از دوره‌های طاهری، صفاری و سامانی عبور می‌کنند و انتساب هر ساختمان باید با زمینه کاوش سنجیده شود. شکوفایی اشیای شهری نیز رفاه یکسان همه مردم را ثابت نمی‌کند. برای صفاریان، نیشابور نماد دسترسی به درآمد و مشروعیت خراسان بود؛ برای تاریخ‌نگار، نمونه‌ای از فاصله میان فتح، سکه‌زنی و اداره پایدار است.

بلخ، فارس و شهرهای دوردست

بلخ در پایان دوره عمرو صحنه شکست تعیین‌کننده او از اسماعیل سامانی در ۹۰۰ بود. اهمیت آن از موقعیت خراسانی و نزدیکی به راه‌های ماوراءالنهر می‌آمد، اما نبرد بلخ را نباید به معنای حکومت طولانی صفاری بر همه منطقه دانست. در جنوب و غرب، کرمان، شیراز، اهواز و جندی‌شاپور نیز در دوره‌هایی زیر قدرت یا حمله صفاری قرار گرفتند. فاصله زیاد، رقابت محلی و هزینه سپاه اداره این شبکه را دشوار می‌کرد. مرگ یعقوب در جندی‌شاپور و شکست دیرالعاقول نزدیک بغداد نشان می‌دهد شهرهای راه و اردوگاه‌ها در تاریخ سیاسی نقش داشتند، حتی اگر پایتخت نبودند. نقشه مسئولانه برای هر مکان رنگ ثابت نمی‌گذارد؛ بازه زمانی، نوع حضور و درجه اطمینان را نشان می‌دهد. شهرهای دوردست می‌توانستند مالیات بفرستند، فرمانده محلی داشته باشند یا تنها هدف لشکرکشی شوند. این تمایز از ساختن امپراتوری یکپارچه و دائمی جلوگیری می‌کند و زندگی شهری را به فتح نظامی فرو نمی‌کاهد.

منابع و تاریخ بررسی

بررسی منابع: ۲ نوامبر ۲۰۲۶

  1. Encyclopaedia Iranica — Saffarids
  2. Encyclopaedia Iranica — Yaqub b. Layth
  3. Encyclopaedia Iranica — Sistan in the Islamic period
  4. Encyclopaedia Iranica — Capital cities
  5. Encyclopaedia Iranica — Herat, medieval history
  6. Encyclopaedia Iranica — Bost archaeological site
  7. Encyclopaedia Iranica — Helmand in the medieval period
  8. Wikimedia Commons — Saffarid dirhams