دورهمی · تاریخ و فرهنگ ایران

شهرهای سامانی؛ بخارا، سمرقند و مراکز خراسان

شهرهای سامانی یک شبکه چندمرکزی بودند؛ بخارا پایتخت سیاسی شد، اما سمرقند، نیشابور، مرو، بلخ و هرات کارکردهای مستقل داشتند.

نمای امروزی آرامگاه سامانیان در بخارا؛ شاهد معماری آجری و نه تصویر شهر، دربار یا مردم سده دهم
آرامگاه سامانیان در بخارا؛ عکس امروزی Bgag، CC0 1.0. بنا شاهدی محدود از معماری پایتخت است و نمای کامل شهر تاریخی نیست. منبع اثر و مجوز

شبکه شهرها، نه یک پایتخت تنها

قلمرو سامانیان از فرارود تا خراسان گسترده بود و شهرها بر مسیرهای آبیاری، کشاورزی، کاروان و اداره شکل گرفته بودند. بخارا از روزگار اسماعیل مرکز دربار و دیوان شد، اما سمرقند پیشینه سیاسی و بازرگانی نیرومندی داشت و نیشابور مرکز مهم خراسان بود. مرو، بلخ و هرات نیز جایگاه ایالتی، نظامی یا تجاری داشتند. مرزهای امروز میان ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان، ترکمنستان و ایران از این جغرافیای تاریخی عبور می‌کنند؛ بنابراین هیچ شهر را نمی‌توان بدون توضیح به یک روایت ملی معاصر محدود کرد. فرمان امیر در همه نقاط مستقیم و برابر نبود و والیان، دهقانان، فرماندهان و دیوان‌های محلی واسطه بودند. رونق یک شهر نیز به معنای رفاه همه محله‌ها یا ثبات همه دهه‌ها نیست؛ جنگ، مالیات و رقابت جانشینی مسیرهای شهری را تغییر می‌داد.

بخارا؛ ارگ، شهر و ربض

بخارا پس از ورود اسماعیل در ۸۷۴ و استقرار او به مرکز اصلی سامانیان بدل شد. جغرافی‌نویسان سده دهم از ساختاری سه‌گانه سخن می‌گویند: کهندژ یا ارگ، شهرستان محصور و ربض یا حومه. در ریگستان میان ارگ و شهر، کاخ و دیوان‌های اداری قرار داشتند و بازارها بخش بزرگی از ربض را اشغال می‌کردند. مسجد جامع، خزانه، زندان و دفترها هرکدام در سازمان شهر نقش داشتند. دیوار بیرونی و دروازه‌ها گسترش شهر را نشان می‌دهند، اما عدد مساحت و توصیف دروازه‌ها باید به همان منبع و دوره محدود بماند. منابع هم‌زمان با ستایش بخارا به شلوغی و مشکلات بهداشت آن اشاره می‌کنند. پس تصویر «پایتخت باشکوه» باید کنار تراکم، تفاوت محله‌ها و کار روزمره ساکنان خوانده شود؛ آرامگاه موجود فقط یک نقطه از این بافت پهناور است.

سمرقند و افراسیاب؛ آب، کارگاه و دربار

سمرقند بر محوطه افراسیاب و حومه‌های پیرامون آن استوار بود. کاوش‌ها خیابان، آبراه، فاضلاب، خانه، کاخ و کارگاه‌های سفال را آشکار کرده‌اند. کهندژ در شمال قرار داشت و بازار و محله‌های پیشه‌وران به سوی جنوب و غرب گسترش یافتند. جغرافی‌نویسان از مسجد جامع، کاخ سامانی، کاروانسرا و باغ‌ها سخن می‌گویند. یک محله سفالگران با چندین خانوار کارگاهی نشان می‌دهد تولید شهری سازمان‌یافته بود، ولی شمار کاوش‌شده را نمی‌توان به جمعیت کل یا حجم تولید سراسر شهر تعمیم داد. سمرقند پیش از بخارا مرکز شاخه‌ای از خاندان سامانی بود و بعد نیز اهمیت اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ کرد. رقابت دو شهر را نباید داستان حذف کامل یکی به سود دیگری دانست؛ راه‌ها، نخبگان، کالاها و دبیران میان آن‌ها جابه‌جا می‌شدند و نقش هر شهر برحسب زمان تغییر می‌کرد.

نیشابور؛ مرکز خراسان و لایه‌های چنددوره‌ای

نیشابور یکی از چهار شهر بزرگ خراسان تاریخی در کنار مرو، بلخ و هرات بود. پس از شکست عمرو لیث در ۹۰۰، خراسان به حوزه سامانی پیوست و نیشابور جایگاه مهم اداری و نظامی یافت. بازارها، کارگاه‌های سفال و محافل علمی شهر رونق داشتند، اما آثار باستان‌شناختی آن از چند سده‌اند و هر کاسه یا دیوار را نمی‌توان سفارش مستقیم امیر سامانی خواند. شهر در دوره‌های طاهری، صفاری، سامانی، غزنوی و سلجوقی تداوم و دگرگونی داشت. کاسه تصویر دوم مجموعه سامانیان در سایت، سده دهم و منسوب به نیشابور است؛ این هم‌زمانی ارزشمند است، ولی مالک، کارگاه دقیق و مسیر مصرف آن ناشناخته می‌ماند. عنوان «مرکز خراسان» نیز کنترل یکنواخت همه نواحی را ثابت نمی‌کند؛ فرمانداران قدرتمند و سپاه محلی گاه از بخارا مستقل‌تر عمل می‌کردند.

مرو، بلخ و هرات؛ راه و مرز

مرو در واحه مرغاب و بر راه‌های میان ایران، فرارود و آسیای درونی قرار داشت. بلخ نزدیک مسیرهای هندوکش و آمودریا بود و نبرد ۹۰۰ در پیرامون آن تعادل صفاری و سامانی را تغییر داد. هرات نیز کشاورزی واحه‌ای، راه‌های غرب و پیوند با سیستان و خراسان را در اختیار داشت. این سه شهر را نباید فقط ایستگاه لشکر دانست؛ بازار، مسجد، محله و زمین‌های آبیاری زندگی شهروندان را شکل می‌دادند. بااین‌حال منابع متنی برای هر سال و هر محله یکسان نیستند و آثار باقی‌مانده گاه به دوره‌های بعد تعلق دارند. نسبت دادن بنایی به «سامانی» فقط به دلیل قرارگرفتن در قلمرو کافی نیست. مسیر کاروان نیز جاده‌ای امن و ثابت نبود؛ باج، جنگ، فصل و قدرت فرمانداران بر رفت‌وآمد اثر داشت. شبکه شهری با همکاری و رقابت هم‌زمان کار می‌کرد.

چگونه نقشه شهری را بخوانیم

برای ساخت نقشه سامانی باید نوع نقش هر شهر ثبت شود: پایتخت دیوانی، مرکز ولایت، ضرابخانه، بازار، دژ یا ایستگاه راه. حضور نام شهر بر سکه می‌تواند فعالیت ضرابخانه یا ادعای قدرت را نشان دهد، نه مرز قطعی حاکمیت. توصیف جغرافی‌نویس نیز عکس هوایی نیست؛ فاصله، دروازه و محصول ممکن است از خبر محلی یا الگوی نوشتاری آمده باشد. کاوش باستان‌شناسی بخش کوچکی از شهر را نشان می‌دهد و تاریخ‌گذاری لایه‌ها دامنه خطا دارد. صفحه حاضر از عدد جمعیت، نشانی امروزی یا بازسازی سه‌بعدی بی‌سند پرهیز می‌کند. مقایسه بخارا، سمرقند و نیشابور بهتر از رتبه‌بندی ساده است: هرکدام در اداره، صنعت، دانش و تجارت نقش متفاوت داشتند. این روش شهر را از پس‌زمینه زندگی امیران به محیط کار و سکونت مردم تبدیل می‌کند، بدون پرکردن خلأها با داده ساختگی.

منابع و تاریخ بررسی

بررسی منابع: ۲ نوامبر ۲۰۲۶

  1. Encyclopaedia Iranica — Bukhara from the Arab invasions to the Mongols
  2. Encyclopaedia Iranica — Bukhara archaeology and monuments
  3. Encyclopaedia Iranica — Afrasiab archaeological site
  4. Encyclopaedia Iranica — Nishapur historical geography
  5. Encyclopaedia Iranica — Khorasan in the Taherid and Samanid periods
  6. Wikimedia Commons — Samanid Mausoleum, Bukhara