دورهمی · تاریخ و فرهنگ ایران

زندگی روزمره در دوره سامانی؛ خانه، بازار، کار و خوراک

زندگی سامانی فقط دربار بخارا نبود؛ آب‌رسانی، بازار، مزرعه، کارگاه، خانه و تفاوت جایگاه اجتماعی روز مردم را شکل می‌داد.

کاسه سفالی سده دهم نیشابور با کتیبه عربی؛ شیء موزه‌ای و نه نماینده همه سفره‌ها یا تولیدات سامانی
کاسه کتیبه‌دار، نیشابور، سده دهم؛ The Met، Public Domain. یک شیء موزه‌ای است، نه صورت‌حساب سفره همه خانواده‌ها. منبع اثر و مجوز

چرا یک روز معمولی سخت دیده می‌شود

تاریخ‌نامه‌ها بیشتر امیر، وزیر، شورش و سفیر را ثبت کرده‌اند. برای شناخت زندگی روزمره باید گزارش شهر، باستان‌شناسی خانه و کارگاه، اشیا و متن‌های اداری را کنار هم گذاشت. این مواد از بخارا، سمرقند و نیشابور نابرابرند و تجربه روستا، شهر، مرز و دربار یکسان نبود. کشاورز، سفالگر، دبیر، غلام نظامی، بازرگان، زن آزاد، برده و کودک دسترسی متفاوت به خوراک، امنیت و قانون داشتند. رونق ادبی بخارا درباره ساعت کار یا غذای همه مردم چیزی قطعی نمی‌گوید. کاسه موزه مت نوعی تولید و کتیبه را نشان می‌دهد، اما صاحب نخستین یا محل مصرف دقیقش معلوم نیست. صفحه حاضر از ساختن خانواده نمونه، نام شخصیت یا برنامه روزانه خیالی خودداری می‌کند و هر استنتاج را به نوع شاهد و فاصله زمانی آن محدود نگه می‌دارد.

آب، حیاط و محله

شهرهای فرارود و خراسان به واحه، کانال و آبراه وابسته بودند. در افراسیاب، آب‌رسانی با مجراها و شاخه‌های توزیع و در برخی محله‌ها جوی و فاضلاب دیده شده است. این زیرساخت امکان سکونت متراکم، باغ و کارگاه را فراهم می‌کرد، اما دسترسی برابر را ثابت نمی‌کند. خانه‌ها می‌توانستند پیرامون حیاط سازمان یابند و اتاق‌ها برای خواب، کار و نگهداری کالا چندمنظوره باشند. مصالح خشت و چوب بیشتر از بنای آجری مشهور فرسوده شده‌اند. پاکیزگی نیز باید با احتیاط خوانده شود: منابع بخارا را هم آباد و هم شلوغ و ناسالم توصیف می‌کنند. نگهداری جوی، دفع زباله و خطر آتش بخشی از زندگی جمعی بود. عدد جمعیت یا تعداد اتاق هر خانواده برای کل دوره موجود نیست، پس از اندازه یک محوطه کاوش‌شده میانگین شهری ساخته نمی‌شود.

بازار و پیشه

بازارهای بخارا در ربض گسترش داشتند و کارگاه‌های سفال سمرقند و نیشابور تولید تخصصی را نشان می‌دهند. بازرگان، صراف، پارچه‌باف، سفالگر، فلزکار، باربر و فروشنده در شبکه‌ای از سفارش، اعتبار و مالیات فعالیت می‌کردند. محتسب بر بازار و هنجارهای عمومی نظارت داشت، اما وجود منصب اجرای کامل یا نبود تخلف را ثابت نمی‌کند. کارگاه طراز بخارا پارچه‌های درباری و صادراتی تولید می‌کرد؛ این کار هم مهارت و هم تقاضای سیاسی را نشان می‌دهد. نام بسیاری از صنعتگران باقی نمانده و اشیای لوکس نماینده دستمزد یا زندگی همه کارگران نیستند. بازار فقط محل خرید نبود؛ خبر، قرارداد، باج و استخدام نیز در آن جریان داشت. بردگان و اسیران نیز در اقتصاد حضور اجباری داشتند و رونق تجارت نباید خشونت این بخش را پشت واژه‌های خنثی پنهان کند.

خوراک و ظرف؛ از ماده تا معنا

کشاورزی واحه‌ها غله، میوه و مواد غذایی شهری را تأمین می‌کرد و دامداری و تجارت تنوع می‌آورد. اما فهرست کامل قیمت و مصرف خانواده‌ها برای همه دهه‌ها نداریم. کاسه‌های سفالی نیشابور، از جمله نمونه سفید با نوشته سیاه، فناوری لعاب، زیبایی خط و فرهنگ اندرز را نشان می‌دهند. کتیبه عربی روی ظرف به جایگاه عربی در دین و فرهنگ نوشتاری اشاره دارد، نه زبان گفت‌وگوی همه صاحبان. شکل ظرف درباره نوع سرو سرنخ می‌دهد، ولی نمی‌گوید همیشه چه غذایی در آن بوده یا چه کسی از آن استفاده کرده است. ظروف ساده‌تر کمتر در موزه برجسته می‌شوند و بقای آن‌ها نیز تصادفی است. برای همین از یک کاسه، منوی سامانی یا رفاه عمومی ساخته نمی‌شود. خوراک دربار، بازار و روستا باید جدا و با درجه اطمینان متفاوت بررسی شود.

دین، زبان و آموزش

جامعه سامانی مسلمان و چندزبانه بود و گروه‌های دینی و سنت‌های محلی در شهرها حضور داشتند. عربی در دین، دانش، دیوان و کتیبه اهمیت داشت؛ فارسی نو در شعر و نثر درباری گسترش یافت و زبان‌های ایرانی و ترکی دیگر نیز شنیده می‌شدند. این هم‌زیستی را نباید با یک فرمان ناگهانی برای «احیای فارسی» توضیح داد. مسجد، حلقه درس و مدرسه در آموزش نقش داشتند، ولی سواد همگانی یا دسترسی برابر زنان و طبقات پایین ثابت نشده است. قاضی، اوقاف و محتسب بخشی از نظم عمومی بودند و قواعد حقوقی با اجرای روزمره فاصله داشتند. منابع بیشتر مردان صاحب منصب و دانش را نام برده‌اند؛ سکوت آن‌ها درباره بسیاری از زنان و کارگران به معنای نبود نقش اجتماعی نیست. صفحه هیچ نرخ سواد یا تعداد مدرسه بی‌سند تولید نمی‌کند.

دربار و نابرابری

دربار سامانی تشریفات، لباس فاخر، سلاح آراسته و نگهبانان غلام داشت. روایت پذیرش سفیر در روزگار نصر دوم جزئیات باشکوه می‌دهد، اما خود ایرانیکا درباره تاریخی‌بودن آن مجلس خاص احتیاط می‌کند. زندگی دربار با دفترهای وزیر، خزانه و برید و کار خدمتکاران و صنعتگران ممکن می‌شد. این جهان با خانه بیشتر مردم تفاوت داشت و نباید تصویر تاج و پارچه زرین را سبک زندگی عمومی دانست. غلامان نظامی می‌توانستند به مقام بالا برسند، ولی بردگی رابطه اجباری بود و موفقیت چند نفر تجربه همه را نمایندگی نمی‌کند. مالیات و جنگ نیز هزینه رونق و امنیت را نابرابر توزیع می‌کرد. خواندن مسئولانه زندگی روزمره، هم دستاوردهای شهر و فرهنگ را می‌بیند و هم کسانی را که منابع نام نبرده‌اند؛ خلأ را با شخصیت یا گفت‌وگوی ساختگی پر نمی‌کند.

منابع و تاریخ بررسی

بررسی منابع: ۲ نوامبر ۲۰۲۶

  1. Encyclopaedia Iranica — Bukhara from the Arab invasions to the Mongols
  2. Encyclopaedia Iranica — Bukhara archaeology and monuments
  3. Encyclopaedia Iranica — Afrasiab archaeological site
  4. Encyclopaedia Iranica — Courts and courtiers to the Mongol conquest
  5. Encyclopaedia Iranica — Divan, government office
  6. The Met — Bowl with Arabic Inscription, 65.106.2